پرتال تعاون

تحقیق دکتر تارات بر آنتروپی مبتلایان به بیماری MS • پرتال تعاون

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶

این آزمایش پس از اخذ مجوز شورای نظارتی “بنیاد Un Passo Insieme ONLUS ” “ (Valdellatorre ، تورینو، ایتالیا) از “بنیاد KAOS ONLUS” “Caselle Torinese )، تورینو، ایتالیا) و انجمن ایتالیا در زمینه درمان با اکسیژن و اوزون (SIOOT، Gorle (BG)، ایتالیا) انجام انجام گرفت. رضایت آگاهانه واقعی اخذ گردید و موارد پیش از انجام تست ها و دریافت امضا برای افراد توضیح داده انجام گرفت.

ما ۱۰ نفر از بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (RR) که با تشخیص و تایید پاتولوژی که حداقل پنج سال قبل آغاز انجام گرفته بود را انتخاب کـــردیم. متوسط ​​سن ۴ ± ۳٫۳۹ سال، و ۴ نفر از بیماران خانوم بودند. در گروه تحت کنترل، ۱۰ داوطلب (با سن: ۴٫۲ ± ۶۰٫۱ سال، ۶ خانوم)، بدون سابقه هیچ بیماری عصبی، متابولیکی یا بیماری قلبی عروقی ثبت نام انجام گرفتند. افراد دارای عادت هستعمال انجام گرفتید سیگار و پرفشاری خون از مطالعه حذف انجام گرفتند. دو مورد نمونه MS-RR به طور موفقیت آمیز تحت درمان قرار گرفتند، اما روند ضبط را قطع کـــرده و به مرحله پایانی نظارت نرسیدند. این دو نمونه از تحلیل ما حذف انجام گرفتند. بنابراین، گروه نمونه مورد نظر ما شامل  ۸ مورد  MS-RR و ۱۰ مورد کنترلی هستند.

بحث

ادبیات زیادی در مورد اثرات مثبت درمان با اکسیژن و اوزون در قالب فرآیند های مختلف پاتوفیزیولوژیک،۶,۷ بافت ها۲۲ و ارگان ها۱,۲,۷ وجود دارد. با این حال، نیاز به تکنیک های قوی جهت نظارت بر اثرات in-vivo و نظارت به هنگام در طول درمان احساس می شود. هنگامی که اوزون جهت درمان بافت یا سیستم های خاص مورد هستفاده واقع می شود، اغلب موارد تأیید اثرات درمانی با ارزیابی بهبود کلی بافت و یا اندازه گیری برخی از نشانگرهای عملکـــردی انجام می گیرد. به عنوان مثال، HeC و MaX 32 بهبود مجدد لوله فالوپ پروستات را گزارش کـــرده اند و در نتیجه تعداد افزایشی از نمونه ها در ۴۰۰ خانوم نابارور مبتلا به انسداد لوله ای با هستفاده از اوزون درمان انجام گرفته هست. هنگامی که خواص ضد باکتری مورد هستفاده قرار می گیرند، اعتبار سنجی معمولا با اندازه گیری تغییرات غلظت عوامل عفونی و یا روند بهبودی بافت ها انجام می گیرد. Shah P و همکاران۴ چگونگی اثربخشی درمان با اوزون در درمان زخم پای بیمار مبتلا به عوارض پس از جراحی به علت عفونت هستافیلوکوک اورئوس که موجب ایجاد زخم نابارک می شود را نشان داده اند. در یک سطح مولکولی Re et al  ۳۳ برای نخستین بار نشان دادند که هستفاده از  اوخانوم  یا روش اوخانوم درمانی DIV  به سنتز پروتئین هایی که به طور کلی برای بقای سلول مفید هستند کمک می کند.

هنگامی که تأثیرات اوزون درمانی با روش DIVبا روش DIV در سطح مغز مورد بررسی قرار می گیرد، محدودیت هایی در تعداد بیومارکرها وجود دارد که می توان انها را بدون هستفاده از روش های تهاجمی ارزیابی نمود و کمیت انها را بر اساس تکنیک هایی که ظاهر تهاجمی کاهشی دارند به دست اورد. خود تنظیمی مغزی اغلب اثرات عروقی درمان را در شعاع قرار می دهد، دلیل که گرایش ان به سمت اماده نگه داشتن الگوی مغز و اعصاب در حالت پایدار حتی در صورت بروز تغییرات سیستمیک در غلظت گازهای خون یا در حضور تغییرات فشار میدان سرعت می باانجام گرفت. مانع مغزی-خون، مبادله زیادی از ترکیبات شیمیایی بین بافت مغزی و خون را متوقف می کند. بنابراین، زیادی از نشانگرهای التهاب، اکسیداسیون و عملکـــردهای متابولیکی به طور مستقیم با نمونه های خون قابل اندازه گیری نیستند. در این مطالعه، NIRS به عنوان یک سیستم به هنگام نظارتی و غیر تهاجمی جهت ارزیابی تغییرات اصلی ایجاد انجام گرفته توسط اوزون در الگوی مغز و اعصاب مورد نظر می باانجام گرفت. ما قبلا نشان دادیم که در طی این نوع روش درمانی، بیماران MS افزایش سطح فعالیت سیتوکروم-سی-اکسیداز در بافتهای مغز را تجربه کـــردند. ۱۱,۱۲  این مطالعه بر اساس تجزیه و تحلیل طیفی سیگنال های NIRS با هستفاده از رویکـــرد زمان – فرکانس انجام گرفته هست. با این حال، از دیدگاه پردازش سیگنال، تبدیل زمان – فرکانس تنها می تواند تغییرات در توزیع قدرت سیگنال را به ثبت برساند اما آنها نمی توانند تغییرات ظریف در سیگنال را ثبت نمایند. همچنین، همانطور که در مقدمه آمده هست، در زیادی از دستگاه های NIRS تجاری موجود، اندازه گیری سیتوکروم-سی-اکسیداز در دسترس نیست. از این رو، برای برآورده ساختن دنبال نخست ما یک تجزیه و تحلیل زمان و فرکانس گسترده و تجزیه و تحلیل غیر خطی سیگنال های NIRS انجام گرفت.

در رهستای مطالعات قبلی، اوزون درمان سطح کلی اکسیژناسیون بافت را افزايش داد.۳,۶,۱۱ افزایش اکسیژن در بیماران تحت کنترل افزایش از بیماران MS دیده می شود. گروه دوم افراد به طور واقعی تنها در پایان مرحله نظارتی، با افزایش سطح غلظت اکسیژن مواجه بودند که این حیاتی در حدود ۱٫۵ ساعت پس از پایان تزریق مجدد خون اوزونه شد. ممکن هست بتوان این نتیجه را با افزایش متابولیسم ناشی از اوزون توجیه نمود. این مورد ثابت انجام گرفته هست که بیماران مبتلا به MS با سطح پایین فعالیت های میتوکندری مواجه هستند که این مورد احتمالا به علت آسیب اکسیداتیو DNA  می باانجام گرفت. ۱۰,۳۴ از آنجا که ازون سطح فعالیت های میتوکندری را بهبود بخشید،۱۱ ممکن هست افزایش در عملکـــرد متابولیکی نورون باعث افزایش میزان مصرف اکسیژن گردد. بنابراین، درست پس از پایان تزریق مجدد خون، ممکن هست نیاز به اکسیژن افزایش داشته باانجام گرفت و از این رو منجر به پاسخ عروقی و افزایش غلظت در مرحله بعدی (در حدود یک ساعت پس از پایان تزریق مجدد) خواهد انجام گرفت.

همچنین این ملاحظات با تجزیه و تحلیل قدرت نسبی در باند LF سیگنال های NIRS  پشتیبانی می شود. این مورد قابل توجه هست که وجود یک افزایش جزئی ( از جنبه اماری قابل توجه نبوده هستP> 0.05)، افزایش قدرت نسبی LF، در سه بازه اخر (نسبت به بازه نخست) در بازه اخر جهت تحلیل سیگنال های HHb وضوح افزایشی داشته هست. با وجود اینکه باند LF یک اثر از واکنش پذیری وازوموتور می باانجام گرفت لذا این مشاهدات فرضیه افزایش نیاز به متابولیسم توسط سلول های مغزی را که باعث تنظیم خودکار مغزی می شود تأیید می کند.

ما تجزیه و تحلیل غیر خطی پیچیدگی سیگنال های NIRS را بر اساس تحلیل زمان – فرکانس به انجام رساندیم. ما نشان دادیم که پیچیدگی الگوی مغناطیسی در طول درمان افزایش می یابد.

تجزیه و تحلیل MANOVA برای نمونه ها در سه بازه مورد نظر در طول درمان: (A) خط پایه (بازه نخست)؛ (B) پایان مرحله تزریق مجدد خون (بازه چهارم)؛ (C) پایان مرحله نظارت (بازه هفتم). موارد کنترلی با مربع سفید، بیماران MS با دایره های سیاه نشان داده انجام گرفته هست. در (A) نمونه ها به دو گروه مختلف تقسیم می شوند (p = 1.9 X 10-4)، در حالی که در (B) و (C) فرضیه مبنی بر اینکه نمونه ها در یک گروه یکسان هستند را نمی توان رد کـــرد (p> 0.5) .

نتایج تجزیه حالت تجربی جهت سیگنال HHb که در شرایط نخستیه (A) در پایان مرحله نظارت (B) پانل های فوقانی روند HHb را گزارش می دهند؛ سپس سه IMF را نشان می دهد. می توان مشاهده کـــرد که در پانل (B) IMF ها بر اساس تغییرات تصادفی تبیین می شوند که در ان سیگنال ها کاهش قابل پیش بینی بوده و پیچیده تر هستند.

در میان پایان توصیف گرهای مورد هستفاده جهت پیچیدگی، حیاتی ترین آنها SampEn جهت IMF نخست از سیگنال های HHb و IMF سوم از سیگنال ها Hb02 همراه با HE برای نخستین IMF سیگنال های HHb می باانجام گرفت. این سه ویژگی توضیح داده انجام گرفته در حدود ۸۵٪ از کل واریانس داده ها در سه بازه تحلیلی موجود را تشکیل  می دهند. مقادیر افزایش یافته SampEn و کاهش مقدار HE نشان دهنده پیچیدگی کلی افزایش یافته سیگنال های NIRS، در هر دو زمینه بیماران تحت کنترل و بیماران MS می باانجام گرفت. نخستین IMF به دست آمده از EMD در حالی که سومین فرکانس کم IMF می باانجام گرفت اما فرکانس های بالاتر را مشخص می کند. جالب توجه هست که حیاتی ترین ویژگی برای تجزیه و تحلیل MANOVA  همان SampEn جهت نخستین IMF برای HHb هست که نشان دهنده پیچیدگی بالاتر و بیانگر تغییرات سریع سیگنال هست. برتصویر، برای سیگنال Hb02، ما دریافتیم که افزایش پیچیدگی در سومین IMF مشاهده انجام گرفت. سومین IMF در مقایسه با مورد نخست بر اساس فرکانس های پایین تر و دامنه بالاتر مشخص می شود. این مورد نشان دهنده پیچیدگی افزایش در قالب تغییرات کندتر غلظت Hb02 می باانجام گرفت. این نتیجه مطابق با تغییرات زمان گزارش انجام گرفته هست: سیگنال HHb در طول درمان تاثیرات حیاتیی نداشت، در حالی که غلظت Hb02 تاثیر قابل توجهی را روی هر دو گروه داشت. بنابراین، تحلیل پیچیدگی و مبتنی بر آنتروپی می تواند تفاوت های ظریف و دقیق را در مورد الگوی کلی مغز و اعصاب را به همراه داشته باانجام گرفت که به صورت حتم از طریق تحلیل زمانی و / یا تحلیل زمان – فرکانس به تنهایی به دشواری قابل مشاهده هستند.

این مورد به نیکوی شناخته انجام گرفته هست که پیچیدگی بیوسیگنال ها با حالت و خواص سیستم فیزیولوژیکی پایه ارتباط دارد. در مطالعات متعدد این مورد نشان داده انجام گرفته هست که چگونه می توان از آنتروپی  سیگنال EEG برای طبقه بندی حالات خواب۳۵ و شناسایی۳۶  و پیش بینی۳۷ حملات صرعی بهره جست.

همچنین می توان گفت که دیابت موجب کاهش پیچیدگی سیگنال های EMG 38 در نمونه ها انجام گرفته و فعالیت بدنی موجب تسریع در روند بازگرداندن الگوی پیچیده عضلانی در افراد دیابتی می شود.۲۲ پیچیدگی بیوسیگنال ها معمولا با غیر قابل پیش بینی بودن مکانیزم های کنترلی ارتباط دارد.

در این مورد، از آنجا که ما به نظارت شرایط عروق و متابولیسم مغز می پردازیم، لذا ممکن هست پیچیدگی افزایش یافته در اثر افزایش سطح کنترل با هستفاده از تنظیم خودکار مغز باانجام گرفت. از آنجا که سطح تنظیم خودکار مغز با حالت عملکـــردی نورونها مرتبط هست، می توان فرض کـــرد که پس از یک مرحله اصلی  اوخانوم  یا روش اوخانوم درمانی DIV  ، بهبودی در پاسخ متابولیکی و عملکـــردی بیماران MS وجود دارد که می تواند الگوی کلی مغزی را نزدیک به بیماران تحت کنترل قرار دهد. پیچیدگی سیگنال های NIRS در نمونه های کنترلی افزایش می یابد. از این رو، می توان نتیجه گرفت که هستفاده از  اوخانوم  یا روش اوخانوم درمانی DIV  جهت بهبود الگوی کلی مغز و اعصاب نمونه ها سودمند هست.

مطالعه ما نشان می دهد که تغییرات در الگوی مغز و اعصاب به درستی و با تکیه بر تحلیل زمان و / یا تحلیل زمان – فرکانس قابل مشاهده نیست. تغییرات عمده در غلظت اکسیژن یا دی اکسید کربن در بافت های مغزی به وضوح با اوزوناسیون خون و تزریق مجدد خون مرتبط هست. اما این موارد نمی توانند اثرات مثبت درمان را در سطح عملکـــردی و مولکولی توضیح دهند. بنابراین، چارچوب های پیچیده تر جهت تجزیه و تحلیل داده ها مورد نیاز می باانجام گرفت. در این اثر، ما نشان داده ایم که EMD یک ابزار کارآمد جهت تحلیل سیگنال های NIRS مغزی می باانجام گرفت.

محدودیت های این مطالعه تعداد محدود نمونه های ثبت انجام گرفته می باانجام گرفت. با وجود پروتکل متمرکز بر ارزیابی اثرات درازمدت اوزون درمانی، یافتن بیماران MS که قادر به گذراندن مرحله نظارتی NIRS برای مدت سه ساعت باشند امری دشوار می باانجام گرفت. NIRS مستلزم نظارت مستمر بوده و متوقف سازی مانیتورینگ غیر ممکن هست پراب ها را جدا کـــرده و سپس آنها را یک بار دیگر اعمال می کنیم.

این امر باعث تغییر در کوپلینگ نوری می باانجام گرفت که تغییرات تصادفی در سیگنال ها را در پی دارند. در تجربه قبلی ما اشاره کـــردیم که حدود ۵۰٪ از نمونه های MS نمی توانند مرحله نظارتی را به دلیل درد، نیازهای فیزیولوژیکی یا هسترس زیاد از حد به اپایان برسانند. یکی دیگر از محدودیت ها از این قرار هست که تجهیزات NIRS مورد هستفاده ما، تغییرات غلظت سیتوکروم-س-اکسیداز را اندازه گیری نمی کنند.

به عقیده ما، تنها بیومارک قابل اعتماد سوخت و ساز مغزی هست که می تواند بدون به کار گیری روش تهاجمی توسط سیگنال های NIRS مورد کنترل واقع شود. با این وجود، ما معتقدیم که نتایج به دست امده توسط ما نشان دهنده روند بهبود در الگوی مغزی نمونه ها می باانجام گرفت که همچنین با حساسیت ذهنی بیماران و مشاهدات بالینی ارتباط دارد.

در نهایت، دو گروه دقیقا هم سن نیستند. ما الگوی مغز و اعصاب بیماران MS را با گروهی از افراد تحت کنترل که مسن تر بودند مقایسه می کنیم. با افزایش انجام گرفتن سن، تنظیم خودکار مغزی و به همین ترتیب الگوی مغز و اعصاب حتی در افراد سالم و بدون علایم بدتر می شود. از این رو مطالعات افزایش در زمینه مقایسه با گروه های هم سن می تواند ابزاری مفید باانجام گرفت تا بدین ترتیب تجزیه و تحلیل بهتری نسبت به گیمابی مغز و اعصاب از طریق به کار گیری اوزون درمانی با روش DIVبا روش DIVدر بیماران مبتلا به MS انجام شود.

نتیجه گیری ها

در این مطالعه، تغییرات در الگوی مغزی بیماران MS و افراد طبیعی پس از یک دوره  اوخانوم  یا روش اوخانوم درمانی DIV  مورد بررسی قرار گرفت. ما شاهد افزایش پیچیدگی الگوی مغزی ناشی از افزایش متابولیسم بودیم.

تغییرات در متابولیسم مغزی و اکسیژناسیون توسط یک سیستم NIRS مورد بررسی واقع می شود.

ما نشان داده ایم که تحلیل زمانی سیگنال های NIRS قادر به توضیح اثرات پیچیده اوزون نیست.

از این رو، ما هستفاده از ویژگی های غیر خطی و پیچیدگی را جهت ارزیابی تغییرات مغزی با هستفاده از سیگنال های NIRS پیشنهاد می کنیم.